بالدو عضو خانوادهاي از نجباي پروجا بود. پدرش فرانچسكو سه پسر داشت: بالدو، آنجلو و پيترو، كه هر سه حقوقدانان مشهوري شدند. بالدو از همه مشهورتر است. او در سال 1327 يا شايد پيش از آن (1319؟) در پروجا زاده شد. در زادگاهش به تحصيل حقوق مدني و حقوق شرع پرداخت و شايد در حدود سال 1344 درجهٴ دكتري خود را نزد بارتُلو بهدست آورد (و اين با تاريخ تولد او در سال 1319 سازگارتر است تا با تاريخ بعدي). در شهرهاي متعددي به تدريس حقوق پرداخت: سه سال در بولونيا، سيوسه سال در پروجا، يك سال در پيزا، شش سال در فلورانس، سه سال در پادوا، ده سال در پاويا، تا در بيستوهشتم آوريل سال 1400، در شهر اخيرالذكر درگذشت.
بالدو در همهٴ رشتههاي حقوق بسيار مطلع بود ـ حقوق روم، شرع، فئودال، تجارت، جزا، بينالملل ـ و در مقام قاضي، سفير و كارمند اداري شهر خويش تجارب زيادي كسب كرده بود.
همچنين، براثر مراجعات مكرر بازرگانان پروجايي براي مشورت، توانسته بود اطلاعات بازرگاني زيادي كسب كند. نخستين كسي بود كه در مورد سفته نظريهاي حقوقي ابراز كرد و رسالهاي در موضوعات بازرگاني نوشت. او در نزد نسلهاي بعدي بيشتر بهخاطر شرحهايش بر مجموعهٴ حقوقي، فتاوي، كتاب حقوق فئودال (1391) و بر
عهدنامهٴ صلح كنستانس (ميان شهرهاي لومباردي و امپراتور، 1183) معروف است. يكي از رسالههاي او دربارهٴ تاريخ حقوق ناپديد شده ولي توماسو ديپلوا تاتسيوي كُرفويي (1468ـ1541) در كتابي با همين مضمون آن را مورد استفاده قرار داده است.
بالدو بهخاطر معلومات و تجاربش و همچنين بهخاطر علاقهاش به مجادلات و استعدادش در بحثهاي جدلي مشهور بود. آراي او در بسياري موارد گردآوري و بارها، چاپ شده است (از سال 1489 به بعد). از جملهٴ شاگردانش پير رُژهٴ اهل بوفور (گرگوريوس يازدهم)، و كاردينال زابارِلا بودند1. وقتي گرگوريوس يازدهم مرد (1378) اوربانوس ششم براي مبارزه با كلمنس هفتم، ناپاپ آوينيون، بالدو را طرف مشاوره قرار داد. اوربانوس ششم در سال 1380 او را به رم دعوت كرد و به او دستور داد همراه با جوواني دالِنيانو دستور حقوقي تازهاي تدوين كند.
جوواني دالِنيانو
حقوقدان و شخصيت اجتماعي بولونيايي، از بنيانگذاران حقوق بينالملل (وفات: 1383).
زندگي. خانوادهٴ جوواني دالِنيانو اصلاً از شهر كوچك لنيانو در نزديكي ميلان بود. پدرش
1. Francesco Zabarella(ـ
1360-1417)، اهل پادوا را گرگوريوس دوازدهم در سال 1411 كاردينال كرد. وي در
تدارك و موفقيت شوراي كنستانس و اصلاح شقاق بزرگ نقش فعالي داشت. در جريان
برگزاري شورا در كنستانس درگذشت.